به گزارش قدس آنلاین، اتفاقاتی که امروز در عرصه تئاتر شاهد آن هستیم، تا حد زیادی به یک زنجیره اقتصادی مرتبط است؛ زنجیرهای که در آن استفاده از چهرههای شناختهشده، انتخاب سالنهایی که امکان جذب مخاطب بیشتری دارند و فروش بلیتهای گرانقیمت، از نظر اقتصادی توجیه بیشتری پیدا میکند. مسعود فروتن در گفتوگو با ما با اشاره به تأثیر اقتصاد بر روند تولید آثار نمایشی، معتقد است وقتی اقتصاد بیش از اندازه بر روند تولید اثر سایه میاندازد، ماهیت و کیفیت هنری نیز تحتتأثیر قرار میگیرد و میافزاید: اگر عنصر پول از این معادله حذف شود، شاید با وضعیت متفاوتی روبهرو باشیم. این اتفاق اقتصادی باعث شده است که امروز همه تصور کنند میتوانند بازیگر شوند. کافی است کسی چند ماه در یک دوره بازیگری شرکت کند و بعد تصور کند که میتواند وارد عرصه حرفهای بازیگری شود. بازیگر فقط از اجرای خود درآمد ندارد؛ تبلیغات و فعالیتهای جانبی هم به بخشی از اقتصاد این حرفه تبدیل شدهاند. اما مسئله اینجاست که نباید هر کاری را که با حضور چهرهها و با هدف درآمدزایی تولید میشود، تئاتر نامید.
تفاوت بازیگری صحنه با سینما و تلویزیون
او در ادامه با اشاره به حضور بازیگران سینما و تلویزیون در برخی اجراهای صحنهای تشریح میکند: این افراد الزاما بازیگران تئاتر نیستند؛ بازیگران سینما و تلویزیون را به صحنه میآورند و برایشان اجرا ترتیب میدهند. در حالی که بازیگر تئاتر، بهویژه بازیگری که برای صحنه تربیت شده، باید ویژگیهای متفاوتی داشته باشد. بازیگر صحنه نباید برای رساندن صدایش به تماشاگر، وابسته به میکروفون باشد. صدای او باید آنقدر تربیتشده و قدرتمند باشد که بدون تقویتکننده، به انتهای سالن برسد. وقتی بازیگر روی صحنه با میکروفون اجرا میکند و حتی صدای نفسکشیدنش از بلندگو پخش میشود، دیگر نمیتوان از آن بهعنوان تئاتر حرفهای صحبت کرد.
سالنهای نامناسب و غلبه ملاحظات اقتصادی
فروتن در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به نامناسببودن برخی فضاها برای اجرای تئاتر عنوان میکند: مکانهایی مانند باشگاه انقلاب جای تئاتر نیست. هتل اسپیناس هم سالن تئاتر نیست. حتی بسیاری از این فضاها برای اجرای موسیقی نیز طراحی نشدهاند. من چند کنسرت در چنین سالنهایی دیدهام؛ بعضی از این صحنهها عمق لازم را ندارند و امکان طراحی مناسب صحنه و دکور در آنها وجود ندارد. حتی سالن وزارت کشور نیز برای اجرای تئاتر یا موسیقی طراحی نشده است. صحنه آن عمق کافی ندارد و شما عملا نمیتوانید دکور مناسبی برای یک اجرای نمایشی روی آن طراحی کنید. این فضاها برای سخنرانی و برنامههای مشابه ساخته شدهاند، اما امروز به دلیل تقاضای مخاطب و امکان درآمدزایی، برای برگزاری برنامههای نمایشی و موسیقایی نیز مورد استفاده قرار میگیرند.
او با تأکید بر اینکه غلبه نگاه اقتصادی میتواند کیفیت هنری را تحتتأثیر قرار دهد، میگوید: وقتی همهچیز با معیار اقتصاد سنجیده شود، کمکم کیفیت، محتوا و حتی تعریف خود هنر به حاشیه میرود. سالن نامناسب، اجرای نامناسب، بازیگر نامناسب و در نهایت اثری تولید میشود که شاید بتواند مخاطب جذب کند و پول به دست بیاورد، اما نمیتوان بهسادگی نام «تئاتر» بر آن گذاشت. فروتن در ادامه با اشاره به ضرورت تفکیک میان «فروش» و «ارزش هنری» یک اثر عنوان میکند: اینکه یک اجرا بلیتهایش را میفروشد و سالن را پر میکند، بهتنهایی نمیتواند نشانه موفقیت هنری آن باشد. تئاتر پیش از آنکه یک کالا برای فروش باشد، یک هنر است و اگر این اصل را فراموش کنیم، در نهایت چیزی از تئاتر باقی نمیماند جز یک ویترین پرزرقوبرق برای کسب درآمد.
بلیت گرانتر، نشانه تئاتر ارزشمندتر نیست
فروتن در ادامه درباره ویژگیهای یک تئاتر خوب توضیح میدهد و معتقد است تئاتری ارزش دیدن دارد که در آن اتفاقی تازه در حال شکلگرفتن باشد؛ تئاتری که مخاطب احساس کند یک قدم رو به جلو برداشته است. او در اینباره توضیح میدهد: اگر قرار باشد همان چیزی را که بارها دیدهایم، دوباره و بدون هیچ نگاه تازهای روی صحنه ببریم، چه اتفاقی افتاده است؟ فرض کنید قرار است «اتللو» یا هر اثر کلاسیک دیگری را اجرا کنیم. وظیفه دستاندرکاران تئاتر این نیست که یک اثر شناختهشده را با زرقوبرق و امکانات فراوان دوباره روی صحنه بیاورند. وظیفه ما این است که نسل تازه تئاتر را تربیت کنیم؛ جوانانی را که تئاتر میبینند، تئاتر مینویسند و قرار است آینده این هنر را بسازند.
کارگردان پیشکسوت تلویزیون و تئاتر با بیان اینکه هزینهکردن برای جلوههای ظاهری لزوما به معنای خلق یک اثر ارزشمند نیست، اظهار میکند: در چند وقت تبلیغات تئاتر آرش را دیدم. اینکه داستان «آرش» را با هزینههای بسیار، دکورهای عظیم، لباسهای پرزرقوبرق و تبلیغات گسترده در فضای مجازی اجرا کنیم، لزوما به معنای معرفی درست این شخصیت یا خلق یک تئاتر ارزشمند نیست. اینها تئاتر نیستند. صرفا شوهایی هستند که هدفشان فقط فروش بلیت است. نباید تصور کنیم آن تئاتری که برای دیدنش پنج میلیون تومان بلیت میخریم، الزاماً تئاتر واقعیتر و ارزشمندتری است. گاهی تئاتر واقعی را باید در همان سالنهای کوچک و میان همان جوانهایی جستوجو کرد که با کمترین امکانات، اما با عشق و جدیت، روی صحنه میروند. باید شرایطی فراهم کنیم که بازیگر تئاتر بتواند از راه تئاتر زندگی کند و برای تأمین معاش، ناچار نباشد مسیر حرفهای خود را تغییر دهد. ما استعدادهای بسیار زیادی در بازیگری داریم. جوانهایی هستند که علاقهمندند کار کنند، اما به امکانات و فضای مناسب نیاز دارند. باید این امکان را برایشان فراهم کنیم.




نظر شما